در محضر عشق سکوت باید کرد سکوت ...
من ماندم و یک برگه سفید !
یک دنیا حرف نا گفتنی ...
و یک بغل تنهایی و دل تنگی ...
دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود !
در این سکوت بغض الود ...
قطره کوچکی از هوس سرسره بازی می کند !
و برگه سفیدم ...
عاشقانه قطره را به اغوش می کشد !
عشق نوشتنی نیست ....
در برگه ام ....
کنار آن قطره ...
یک قلب کوچک می کشم !
وقت تمام است .
برگه ها بالا ...................![]()
عشق در دیدگاه اساتید :
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که همیشه تنهاست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که نمی توان توصیفش کرد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از من پرسیدند عشق چیست ؟ گفتم :


















اینم از عکس دو سه قرن پیش خودم ...